۱۳۸۷ بهمن ۲۹, سه‌شنبه

پس صنعتی

خیلی‌ها زندگی صنعتی را یک موفقیت بشری می‌دانند و فکر می‌کنند که حتماً باید به این مرحله دست یابند. همه از اهمیت کاهش مرگ و میر حرف می‌زنند اما بگذارید جنبه انسانی را کنار بگذاریم و کاملاً منطقی و مدبرانه نگاه کنیم. کاهش مرگ و میر می‌تواند در یکی از دو الگوی ساده زیر قرار بگیرد.

الگوی اول: کاهش مرگ و میر موجب افزایش جمعیت می‌شود. افزایش جمعیت (از طریق رقابت) موجب کاهش استاندارهای زندگی می‌گردد. کاهش استانداردهای زندگی باعث کاهش بهداشت و تحصیلات می‌گردد. کاهش بهداشت و تحصیلات باعث افزایش جمعیت می‌گردد. و این چرخه ادامه می‌یابد.

الگوی دوم: کاهش مرگ و میر باعث افزایش بهداشت و تحصیلات می‌گردد. افزایش بهداشت و تحصیلات باعث غنی شدن منابع و فرهنگ می‌گردد. منابع و فرهنگ باعث افزایش استانداردهای زندگی می‌گردد. افزایش منابع و فرهنگ باعث کاهش جمعیت می‌گردد. و این چرخه ادامه می‌یابد.

با توجه به دو الگوی بالا، سه راه حل در پیش رو داریم:
1- بی خیال شویم. در نتیجه افزایش جمعیت و کمبود مواد غذایی باعث افزایش مرگ و میر ناشی از زایمان، افزایش ضعف و افزایش قحطی می‌شود. حفظ قلمرو و جابجایی جمعیت باعث بروز جنگ می‌گردد. تراکم زیاد باعث افزایش بیماری‌ها و کاهش بهداشت و درمان می‌گردد.

2- دنیا را بر اساس توقعاتمان تغییر دهیم: می‌توان منابع غذایی را افزایش داد، انرژی‌های پاک جایگزین را توسعه داد، زندگی را کامپیوتری و ماشینی‌تر کرد، مواد را بازیافت کرد، گوشت کمتری مصرف کرد، کمتر مسافرت کرد، خانه‌ها را کوچکتر ساخت و از وسایل نقلیه عمومی استفاده کرد. اما هزینه زندگی هنوز بالاست و بچه‌دار شدن بسیار هزینه بر است.

3- خودمان را بر اساس منابع تغییر دهیم: می‌توان روی تنظیم خانواده* تاکید بیشتری گذاشت و میزان رشد جمعیت را به صفر یا منفی رساند. از منابع بخوبی و برای مدت طولانی‌تری استفاده کرد و فرزندانی با کارایی بالاتر و هزینه کمتری پرورش داد.

مسئله اینجاست که کمتر کسی به دوره «پس صنعتی» توجه می‌کند. رسیدن به چنین دوره‌ای هم با سرمایه‌گذاری روی تحصیلات و فرهنگ امکان پذیر است. چنین سرمایه گذاری معمولاً در طولانی مدت جواب می‌دهد پس هرچقدرهم زود در این مورد سرمایه گذاری کنیم باز هم دیر است. هر چقدر بیشتر در مقابل تلویزیون بنشینیم و کمتر مطالعه کنیم فرهنگمان تلویزیونی‌تر، تک بعدی تر و بازاری‌تر خواهد شد. ما برای رقابت در دنیای صنعتی که در آن هستیم و هدایت آن به دنیای «پس صنعتی» به افراد متخصص بیشتری نیاز داریم که بهتر فکر کنند. فرزندان ما نیازمند آموختن مهارت‌های بیشتر و گاه پیچیده‌تری هستند که بتوانند زودتر به مرحله «پس صنعتی» رسیده و فرهنگ و علوم غنی‌تری را پایه ریزی کنند.

آرزوی آدم‌های مانند من و حتی تلاشمان کاهش مرگ و میر روی این کره خاکی ست. اما افزایش تحصیلات و سطح فرهنگ یک مسؤلیت فردی و به عهده هر کسی ست. خیلی‌ها آن را وابسته به تصمیمات مدیران می‌دانند اما واقعیت این است که تصمیمات مدیران به توقعات مردم بستگی دارد. پس بهتر است مسؤلیت خود را برای خود و آیندگان خود بپذیریم و بخواهیم که دانش و فرهنگ خود را غنی تر سازیم.


نمودار بالا میزان مرگ و میر و تولد چهار زمان «پیش صنعتی»، «انتقالی»، «صنعتی» و «پس صنعتی» را نشان می‌دهد. سطح سبز رنگ بین خط سبز (میزان تولد) و خط قرمز (میزان مرگ و میر) نشان دهنده میزان جمعیت است. بهترین حالت موقعی ست که میزان جمعیت به قدری کم باشد که با منابع موجود تطابق داشته باشد.
- منبع نمودار
- مرتبط در ویکی پدیا

* تنظیم خانواده در هند و چین اجباری ست.

۱۳۸۷ بهمن ۲۴, پنجشنبه

چارلز داروین

امروز دویستمین سالگرد تولد چارلز داروین است. اینکه مشاهدات و نظریات او تا چه حد در زیست شناسی و پزشکی مهم و موثر بوده است بر هیچکدام از دانشمندان این رشته پوشیده نیست. بخشی از افزایش امید به زندگی انسان‌ها در کره زمین وابسته به کاربرد نظریه او در ساخت داروها یا اجتناب از بیماری‌ها بوده است. قسمتی از حفظ محیط زیست و زندگی موجودات زنده دیگر نیز وابسته به نظریه او بوده است. پاره‌ای از اصول دانش تخصصی من نیز وابسته به نظریات داروین است.
یک متن طولانی ناقص در مورد «تکامل» دارم که در اولین فرصت آن را پست خواهم کرد.

مرتبط: داروین و داروینیسم
پی نوشت: آبراهام لینکلن هم در چنین روزی به دنیا آمد.

۱۳۸۷ بهمن ۹, چهارشنبه

حقیقت علم

اینکه بعد از این چند سال چه مدرکی می گیرم برایم مهم نیست. حتی اینکه در برخی رشته ها با مدرک فوق لیسانس بهتر می توان کار پیدا کرد تا مدرک دکترا هم توجه مرا بخود جلب نمی کند. نظر اکثریت مردم هم در مورد جایی که هستم و مدرکی که می گیرم چندان اهمیتی ندارد یا می توانم بگویم در جامعه ای که در آن زندگی می کنم برایم اهمیت ندارد. اینجا رشته های «حقوق» و «MBA» طرفدار بیشتری دارند که رشته من هم هیچکدام از اینها نیست. میزان درآمدی که الان دارم یا در آینده خواهم داشت هم برایم جذاب نیست.

اما هیچ کس -حتی Philip- به اندازه خودم از مطالعه کردن در این رشته لذت نمی برد. این چیزیست که مرا هر روز به آزمایشگاه می کشاند تا ببینم نتیجه آزمایشهایم چگونه شده اند. خواندن و نقد کردن مقالات و تحقیقاتی که چاپ شده اند، طراحی آزمایشهای جدید، کشف کردن آنچه که تا کنون در دنیا کشف نشده اند و چاپ کردن یافته ها برای من هیجان انگیز است. حتی هیجان چاپ کردن داده ها بیش از اینکه بخاطر «داشتن» مقاله باشد بخاطر تقسیم کردن یافته ها، نقد شدن و پیدا کردن ایده ها و راه حلهای بهتر است. اینها باعث می شوند که باز به پیش بروم و برای کشف حقیقت تلاش کنم.

می دانم که زندگی کردن بدین روش این نقص را دارد که گاهی چیز نادرستی را «حقیقت» می پنداریم. گاهی انسان اشتباه می کند: یا روش انجام آزمایش نادرست بوده و یا به همه جوانب توجه نکرده است اما دلیل بر این نمی شود که برای یافتن حقیقت تلاش نکنیم. ما برای ساختن دنیایی که به آن اطمینان داشته باشیم به دانسته هایی قابل اطمینان نیاز داریم و بی تلاش هم به حقیقت دست نمی یابیم. علم ابزار ناقصی ست که امکان کشف حقیقت و کاملتر کردن دنیا را فراهم می کند. من به این ابزار ساده و ناقص ساخت بشری احترام می گذارم و برای کاملتر کردن آن تلاش می کنم. برای من زندگی در چنین دنیای ناقصی که در آن حقیقت را می جویم لذت بخش است. شاید برای همین باشد که از دروغ دوری می جویم. دروغ چشم را به حقیقت می بندد و با دیر یافتن آن آینده مان را دردناک می کند، آنگاه که با خود می گوییم: "اگر زودتر می دانستم..." *. انسانی که به خود و به دیگران احترام می گذارد از دروغ دوری می جوید.

حقیقت این است که علم کامل نیست اما یافتن حقیقت علم را کاملتر می کند.

مرتبط: اگر