فیلم Inception را چند شب پیش دیدم. آنقدر جذابیت داشت که مرا روی صندلی سینمای سرد نگه دارد اما آن تازگی فلسفی را نداشت. فیلمهایی مثل The Matrix و The Truman Show و Fight Club قبلا این فلسفه (دنیای واقعی و غیر واقعی) را از گوشههایی دیگر به تصویر کشیدهاند. اما داستان فیلم هنوز مرا به دنبال خود میکشید؛ برعکس Avatar که داستان Pocahontas گونه سادهاش جذابیت را فقط در جلوههای تصویری و سه بعدی بودنش محدود کرده بود. داستانی که انتهای قابل پیشبینی داشته باشد، اندیشه را به کار نمیاندازد و برای همین جذابیت چندانی ندارد.
مدتها فکر میکردم اگر مردم میدانستند که آنچه که فکر میکنند یا آرزو میکنند یا میگویند بخشی از زندگی واقعیشان میشود، آن وقت چگونه فکر میکردند؟ خود را کنترل میکردند یا رها؟ به عمق اندیشههایشان میرفتند یا به حاشیه آن؟
شاید به همین علت این فیلم برایم جذاب بود.
مدتها فکر میکردم اگر مردم میدانستند که آنچه که فکر میکنند یا آرزو میکنند یا میگویند بخشی از زندگی واقعیشان میشود، آن وقت چگونه فکر میکردند؟ خود را کنترل میکردند یا رها؟ به عمق اندیشههایشان میرفتند یا به حاشیه آن؟
شاید به همین علت این فیلم برایم جذاب بود.