ده سال پیش زمانهایی که از یک موسیقی خیلی خوشم می آمد، فکر می کردم که ده سال بعد که زندگی آرامتری خواهم داشت وقتی صبح ها به سر کار می روم به همین موسیقی ها گوش خواهم داد اما با آرامش بیشتری. آن زمان نمی دانستم که ده سال بعد یکی از فلسفه هایم این خواهد بود که هر روز یک چیز جدید تجربه کنم؛ حتی یک موسیقی جدید. ده سال پیش نمی دانستم که ده سال بعد زندگی آرامتر نخواهد بود بلکه فقط به ناآرامی زندگی عادت خواهم کرد.
۱۳۹۱ مهر ۱۴, جمعه
۱۳۹۱ شهریور ۵, یکشنبه
در حرکت
آلبرت اینشتین به پسرش، ادوارد:
زندگی مانند دوچرخه سواری ست. برای حفظ تعادل باید همیشه در حرکت باشی.
شاید ده سال پیش بود که یکی از دوستانم مثال مشابهی به کار برد (+). این حرکت می تواند از انجام یک کار تا خواندن یک کتاب، سفر، نوشتن، آموختن، یا هر آن چیزی باشد که روند زندگی روزانه را تغییر دهد. گاه حتی بریدن از گذشته ای که حال و آینده مان را یکسان می کند، اولین گام (یا اولین رکاب) برای حرکت است. برخاستن و ادامه دادن بعد از هر افتادنی هم یک «خواست» فردی ست!
۱۳۹۱ تیر ۱۹, دوشنبه
فروتنی
در فرهنگ ایرانی فروتنی یک رفتار پسندیده است اما آن رفتار در فرهنگ امریکایی بیشتر نماینده یک انسان ناموفق است. یعنی در امریکا معمولا آدمهای ناموفق ساکت اند ولی افراد موفق، موفقیت خود را به زبان می آورند. آدمها برای کسب کار و مقام بهتر در این فرهنگ ناچار به بیان موفقیت های خود هستند. شاید چون فرهنگ امریکایی صادق تر است و به خود آدمها اجازه قضاوت در مورد خود را می دهد. اما فرهنگ ایرانی قضاوت در مورد کیفیت مهارت و کار یک نفر را به عهده دیگران می گذارد. انگار که شناخت یک فرد از خود به خوبی شناخت دیگران از او نیست و یا اینکه شاید امکان دروغگو بودنش بیشتر از راستگویی اش است.
اشتراک در:
پستها (Atom)