سال اول که در اینجا وبلاگ نویسی را شروع کردم، با وبلاگها و وبلاگ نویسهای زیادی آشنا شدم؛ کسانی که در ایران، در اینجا یا در کشورهای دیگر بودند و حتی کسانی که در حال مهاجرت بودند. برای من دلیل بزرگی از نوشتن همانی ست که در
اولین پست آوردهام. نوشتن و خواندن نه فقط به خاطر اینکه از پایههای تمدن اند اهمیت دارند بلکه بخش مهمی از ارزش آنها به خاطر شریک شدن در نگاهها و آموختن از آنهاست. نوعی هنر ارتباط است که با آن میتوانیم اندیشههایمان را با دیگران در میان بگذاریم و از دیگران بیاموزیم. ارتباط خوب یکی از پایههای حل مشکلات است همان گونه که همه موجودات زنده با خصوصیات ارتباط اجتماعی، نوعی از توانایی ارتباط را در خود دارند.
اما مدتی ست که تعداد وبلاگ نویسها و تعداد پستها کاهش یافته اند. تعدادی از وبلاگ نویسان نوشتن را کنار گذاشتهاند. مثال کارهای نیمه کارهای شدهاند که با شور و غوغا آغاز میشوند اما بعد از مدتی رها میشوند. اگر به هر دلیلی وبلاگی را تعطیل میکنید، چرا جای دیگر شروع به نوشتن نمیکنید؟ نشود که مردم به هر دلیلی چنان از دنیای نوشتن قهر کنند یا آن را واگذار کنند که جای آنها را کسانی بگیرند که نوشتههایشان یا تکرار مکررات و یا سطحی باشد، چنان که تفاوت نگاهها از بین برود. نشود که تفاوت بین آدمها آنقدر عمیق شود که حرفهای همدیگر را نفهمند یا بدتر از آن نتوانند با همدیگر هیچگونه ارتباطی برقرار کنند. نشود که دلسردی، مشغولیت یا حتی انتقاد دیگران، وبلاگ نویسان را از دور خارج کند. نشود که فرهنگ پشتکار و جدیت از بین برود. نشود که نوشتن و خواندن همه گیری خود را از دست بدهد.
در دنیایی که فاصله بین آدمها زیاد میشود، نوشتن یکی از راههایی ست که فاصله طبقاتی در کسب و انتقال اطلاعات را کمتر میکند. وبلاگ نویسی جایی ست که هر غریبهای میتواند آن را بخواند و اندیشههایش را در میان بگذارد. اگر کتاب چاپ کردن (برای خوانده شدن) سخت است، وبلاگ نویسی چنین نیست. وبلاگ جایی ست که حرفهایمان را از محدوده دوست و آشنا به دورترها میبرد. جایی که نوشتن و خواندن در آن هزینهای ندارد یا هزینهای ناچیز (اینترنت و کامپیوتر) دارد. نشود که چیزی مثل اینجا و آنجایی بودن دلیل بر محرومیت از اطلاعات و دانش بشود. فاصله طبقاتی یا بخاطر انحصاری شدن امکاناتی در گروهی ایجاد میشود و یا در عدم حس نیاز در گروهی که واقعا به آن نیازمندند. وبلاگ جایی ست که میتواند این فاصله طبقاتی در تبادل اطلاعات را کمتر کند. وبلاگ دانشگاهی پهناور- و در عین حال کوچکی- ست که هر کسی میتواند هر سمیناری بدهد و هر کسی آزاد است که در آنچه که بیشتر دوست دارد شرکت کند؛ همه استادند و همه دانشجو. جایی ست که مردم میآموزند چگونه حرف بزنند و بنویسند که جذابتر باشد یا چگونه بیندیشند که راهبرتر باشند. دنیای ارتباطات بی اشکال نیست، اما نشود که ترس از اشکال داشتن دلیلی بر کناره گیری شود. نشود که قهر کردن چنان تکرار شود که بخشی از فرهنگمان گردد.
شناس یا ناشناس، آنگونه بنویسیم که میاندیشیم؛ ساده و صادقانه. به دیگران نشان بدهیم که آنقدر انسانیم که اشتباه میکنیم وآنقدر شجاعت داریم که اشتباه خود را بپذیریم. بیاموزیم که چگونه بنویسیم و بنویسیم که چه آموختهایم.