۱۳۸۹ فروردین ۷, شنبه

Into the Wild

ما هر جمعه شب خانه Philip برنامه‌ای به نام The Movie Night داریم. فیلمها را اغلب Chris از Netflix کرایه می‌کند. گاهی هم من یا دیگران (بیشتر دوستان ایرانی من) فیلمی می‌آوریم. بیشتر، فیلمهای ملتهای دیگر و گاهی هم فیلمهای خوش نام آمریکایی نگاه می‌کنیم. گاهی به یک فیلم کمدی لذتبخش مانند Le dîner de cons و گاهی، مانند دیشب، به یک فیلم پر مفهوم مثل Into the Wild بر می‌خوریم. این آخرین فیلم کارگردانی شده به دست «شان پن» است. 

گاهی من خسته تر از آنم که بتوانم به «شب فیلم» بروم. دیشب هم خسته بودم اما Chris اصرار کرد که این یک فیلم پرمایه است و من هم رفتم. اگر تا به حال از بیشتر پست‌های این وبلاگ خوشتان آمده است شاید به این علت باشد که من و شما نگاه یک سو (و نه حتما یکسان) داریم. پس شاید شما هم از دیدن این فیلم لذت ببرید.

۱۳۸۸ اسفند ۲۹, شنبه

خنده بهار

نوروز که بر سفره هفت سین وزید
بر تارک دنیا غزل مهر دمید
 
خندید بهار که نوبت سبزه رسید
بر گرده گاو، ببر پیروز جهید

۱۳۸۸ اسفند ۲۴, دوشنبه

نوشتار علمی

چند سال پیش در ایران، یکی از دانشجویان تازه وارد و یکی از اساتید مشاورم روی پروژه‌ای کار می‌کردند و از من خواستند که در قسمت آماری همکاری کنم تا هر چه زودتر آن را برای یک کنفرانس خارجی بفرستند. بعد از آنکه کارهای آماری تمام شد، از من خواستند که متن انگلیسی را مرور کنم. خلاصه مقاله از لحاظ تکنیکی هیچ مشکلی نداشت و بسیار هم جالب بود. متن انگلیسی هم اشکال دستوری یا لغتی خاصی نداشت اما یک ضعف تکنیکی بزرگ به چشم می‌خورد. نویسنده، مقاله را بیشتر بصورت ادبی نوشته بود، بدین گونه که سعی کرده بود تا حد ممکن از تکرار لغتها اجتتاب کند. نقد من هم این بود که بعضی لغتهای تکنیکی را باید تکرار کرد وگرنه نویسنده گمان می‌برد که از دو یا چند چیز مختلف صحبت شده است. اگر از ترکیب «پارچه خیس» استفاده می‌کنید، تغییر آن به چیزی مانند «الیاف مرطوب» خواننده را بیشتر گیج می‌کند چون فکر می‌کند که از دو چیز مختلف صحبت شده است. 

خوشبختانه من همان ترم اولی که وارد اینجا شدم درسی بنام Scientific Writing گرفتم که تکنیک نوشتن را بخوبی آموزش دادند. اتفاقا چند روز پیش Chris جزوه زیر را برای تمام بچه‌های گروه‌ ایمیل زد. این جزوه قسمتی از آنچه که آموختم را بصورت خلاصه آورده است:
By Marc E. Tischler

متن علمی به اندازه کافی پیچیدگی‌های موضوع مورد تحقیق، پیش زمینه، اهداف، روش آزمایش، نتایج، تفسیر نتایج و بحث را دارد. خواننده هم به اندازه کافی آنچنان به درک و دریافت و احتمالا نقد روش آزمایش مشغول است که پیچیدگی ادبی فقط او را دلزده خواهد کرد و حتی او را از خواندن مقاله منصرف کند. ساده نویسی روشی ست که هر محققی آن را می‌پسندد. یا بهتر است بگویم هر نوع نوشتاری ادبیات ویژه خود را دارد. خواندن مقالات علمی یک فرد را در رمان نوشتن تقویت نمی‌کند همانطور که یک رمان نویس نمی‌تواند مقاله علمی بنویسد.